درباره فیلم
مایا و جیمی از کابوس شهری خود در لندن به آرامش روستایی ایرلند فرار میکنند تا اجنههای بدخواه و قاتل را که در کمین چوبهای باستانی در پای باغ جدیدشان کمین کردهاند، کشف کنند. مایا که به شدت باردار است، پس از فراموش کردن اطمینان از تغذیه موجودات، به زودی مورد هدف اجنه و خانواده ای قرار می گیرد که با او دوست شد. چه کسی - یا چه چیزی - برای نجات او خواهد آمد و او برای محافظت از فرزند متولد نشده اش به چه افراطی می رود؟